۲۷ آوریل ۲۰۲۴. از آب نجات داده شده، اما هنوز درخواست پس گرفتن بستهها را دارد - حالتی از دیگ که دیگ را سیاه خطاب میکند.
هو کیونگ یانگ: اسباببازیهای زمینی در مقابل حقیقت آسمانی
ماهیت زودگذرِ آرزوهای دنیوی و سفر ابدی روح
پیام اصلی این است که توضیح دهد چگونه ارزشها (اسباببازیها) مورد نظر مردم در هر مرحله از زندگی تغییر میکنند و در نهایت مسیر رسیدن به بهشت، خانه واقعی روح، از طریق کاخ آسمان را ارائه میدهد.
- قیاس «اسباببازی» برای مراحل زندگی
- دوران کودکی (پیش از نوجوانی): تمرکز بر خوردن و بازی کردن، مانند تنقلات و اسباببازیها.
- بزرگسالی جوان (20 سالگی): علاقه به جنس مخالف، تمایل به بخشیدن مال خود
- بزرگسالی (30 سالگی): غرق شدن در حرفه و کار
- میانسالی (۴۰ سالگی): وسواس به پول، ثروت و خانه
- میانسالی (۵۰ سالگی): تلاش برای کسب افتخار
- سالمندی (۶۰ سالگی): پایبندی به سلامتی
- سالهای بعد (دهههای ۷۰ تا ۸۰): ترس از مرگ و آغاز جستجوی روح برای یافتن جایی برای رفتن.
- در این مدت، تمام ثروتهای دنیوی، آبرو و حتی خانواده بیمعنی به نظر میرسند.
- جسم در پی بازگشت به زمین است، در حالی که روح در پی رفتن به آسمان است.
- بدن درد را تحمیل میکند و آرزوی جدایی از روح را دارد
- نقش و تواناییهای کاخ آسمان
- تخصیص بهشت: در هانئولگونگ، میتوانید از قبل آدرس بهشت را دریافت کنید.
- ادیان اصلی هیچ مدرکی دال بر رفتن به بهشت ندارند و نمیدانند به کجا باید بروند.
- درمان بیماری و حل مشکلات:
- میتواند فرد در حال مرگ را نجات دهد، و به هیچ چیز مانند یک پزشک حسادت نمیکند.
- نیازی به قطب نما نیست زیرا جهت را می توان از طریق یک فرشته تعیین کرد
- ما تمام مشکلات، از جمله مسائل مربوط به کودکان، مشکلات املاک و مستغلات و دعاوی حقوقی را حل میکنیم.
- اثبات توانایی معنوی:
- انرژی ساطع شده از بدن توسط دستگاه مخصوصی در فرودگاه سیاتل، ایالات متحده آمریکا اندازه گیری شد.
- میتواند بیماریها را درمان کند و از مردم ایالات متحده انرژی استخراج کند.
- توانایی جلوگیری از پوسیدگی
- انتقاد و هشدار درباره جهان
-
مسموم کردن قربانی: نقدی بر نگرش دنیا که به جای سپاسگزاری، از کسی که بیماری را درمان کرده پاداش میخواهد.
-
اخبار جعلی: افراد شرور اخبار جعلی را منتشر میکنند تا از افراد خوب سوءاستفاده و آنها را فریب دهند.
- مواردی ذکر شد که پخشکنندگان اخبار جعلی را پخش کرده و سپس آن را حذف کردهاند.
-
ارزشهای ناقص جهان: انسانها جهان را به اشتباه میبینند، مثلاً به دلیل پول سقط جنینهای زیادی انجام میدهند.
-
از آنجایی که جسم انسان از خاک و روح از آسمان آمده است، روح باید به آسمان بازگردد.
-
از طریق کاخ آسمان، میتوان به وضوح مسیر بهشت را دید، جایی که سایر ادیان در آن شکست خوردهاند.
-
با آرزوی ارتقای سطح علمی و توفیق روزافزون برای حضار و بینندگان سخنرانی.
ما در زندگی به دنبال چه چیزهایی هستیم؟ ثروت، افتخار و سلامتی که تمام زندگی خود را وقف آنها میکنیم، در نهایت مانند اسباببازیهایی هستند که از یک زبالهدان برداشته میشوند و با افزایش سن متوجه میشویم که دیگر فایدهای ندارند.
- چیزهایی که در زندگی دنبال میکنیم در نهایت مثل اسباببازیهایی هستند که از یک توده زباله برداشتهایم.
ثروت، افتخار و سلامتی که تمام زندگی خود را وقف دستیابی به آنها میکنیم، در نهایت مانند اسباببازیهایی هستند که از میان زبالهها برداشته میشوند و با افزایش سن متوجه میشویم که هیچ فایدهای ندارند.
۱.۱ اسباببازیهای دوران کودکی و اهداف زندگی
اسباببازیهایی که در کودکی در زبالهدان پیدا میشوند، وقتی پیر میشوند، دیگر هیچ نیستند.
در گذشته، مردم اقلام مفید یا چیزهای منحصر به فردی را در زبالههایی که توسط ژاپنیها دور ریخته میشد یا تودههای زبالهای که خانوادههای ثروتمند رها میکردند، پیدا میکردند و با آنها به عنوان اسباببازی بازی میکردند.
گوینده در کودکی قرقرهای را که زیر در آویزان بود، برداشت و مثل ماشین با آن بازی کرد و وقتی قرقره در برکه افتاد، پشیمانی زیادی احساس کرد.
با این حال، وقتی بزرگتر شدم و دوباره به آن اسباببازی نگاه کردم، فهمیدم که چقدر بدبخت و بیارزش است.
هر چیزی که در این دنیا دنبالش هستند مثل یک اسباببازی بیارزش است.
حتی داراییهایی مانند آپارتمان با افزایش سن غیرضروری میشوند، زیرا در نهایت باید به خانه سالمندان یا گورستان بروند.
آرزوی داشتن خانهای بزرگ چیزی بیش از یک اسباببازی دوران کودکی نیست، با این حال مردم وسواس زیادی روی آن دارند و از آن رنج میبرند.
در نهایت، متوجه میشوید که هر چیزی که در این دنیا دنبال میکنید، چیزی بیش از یک اسباببازی نجاتیافته از یک توده زباله نیست و با افزایش سن، هیچ ارزشی ندارد.
۱.۲. ارزش واقعی حاصل از کاخ آسمان
من به بیهودگی چیزهایی که در دنیا گرانبها تلقی میشوند، پی میبرم.
در گذشته، یک تکه نان گرانبها بود، اما اکنون اینطور نیست.
مردم تمام عمرشان را صرف نابود کردن بدنهایشان برای چیزهای بیارزش کردهاند، اما با آمدن به کاخ آسمانی، متوجه میشوند که هیچ چیز ارزشمندی در دنیا وجود ندارد.
چیزهایی مثل قطبنما یا ویبراتور لازم نیست، چون میتوانید از یک فرشته اطلاعات بخواهید یا حتی جوانی را که در غیر این صورت میمیرد نجات دهید.
از اختصاص بهشت اطمینان حاصل کنید.
مردم عادی مذهبی نمیدانند کجا بروند زیرا هیچ مدرکی ندارند که بهشت را رزرو کرده باشند و فکر میکنند بهشت مبهم است.
با این حال، اگر به کاخ آسمان بیایید، میتوانید یک بهشت به شما اختصاص دهید و حتی میتوانید از قبل آدرس خانه را دریافت کنید.
جوهره جسم و روح انسان را درک کنید.
همه چیز روی زمین مانند یک اسباب بازی است، اما مردم تمام زندگی خود را وقف دنبال کردن آن میکنند.
بدن انسان از خاک آمده است، بنابراین در خاک رها میشود، اما روح از آسمان آمده است، بنابراین به آسمان باز میگردد.
از آنجا که روح نیز از آسمانها آمده است نه از زمین، انسانها محصول مشترک زمین و آسمانها هستند.
علف و درختان روی زمین میمانند زیرا فقط از زمین رشد میکنند، اما انسانها به عنوان ترکیبی از زمینی و آسمانی وجود دارند و روح باید به آسمان برود.
ادیان موجود نمیتوانستند به روشنی بگویند روح به کجا میرود، اما از زمانی که سخنران از راه رسید، این امر ممکن شد.
- تغییرات در آنچه در هر مرحله از زندگی دنبال میشود و حقیقتی که در مواجهه با مرگ آشکار میشود
اگرچه آنچه دنبال میشود در هر مرحله از زندگی تغییر میکند، اما زمانی که فرد به دهه هشتاد زندگی خود میرسد، همه چیز به پشیمانی تبدیل میشود و یافتن مسیر درست برای روح اهمیت پیدا میکند.
۲.۱ تغییرات در پیگیریها بر اساس گروه سنی
آرزوهای دوران کودکی: روی تنقلات و اسباببازیها تمرکز کنید.
در سن ۱۰ سالگی، تنقلات همه چیز هستند و اگر به آنها تنقلات داده شود، از هر کسی پیروی میکنند.
حتی در سن چهار سالگی، من میان وعدهها را مهمترین چیز میدانم.
آرزوهای جوانی: علاقه به جنس مخالف بیشترین علاقه است.
در دهه بیست زندگیشان، جنس مخالف بهترین است و آنها حتی اسباببازیهای گرانبهای خود را به عنوان هدیه میدهند تا جنس مخالف را تحت تأثیر قرار دهند.
در نوجوانی، افراد فکر میکنند که بهترین هستند و به دیگران چیزی نمیدهند، اما در دهه بیست زندگی، با کمال میل آن را به کسانی که دوست دارند میدهند.
آرزوهای میانسالی: دنبال کار، ثروت و افتخار رفتن.
در دهه سی زندگی، افراد به شغل و کار خود میچسبند.
در دهه چهل زندگی، مردم به پول، ثروت و خانههایشان میچسبند.
در دهه پنجاه زندگی، مردم به شرافت و آبرو میچسبند.
نیازهای دوران پیری: علاقه به سلامت و مرگ افزایش مییابد.
در دهه شصت زندگی، مردم به سلامتی خود اهمیت میدهند.
افراد در دهههای ۷۰ و ۸۰ زندگی خود به مرگ میچسبند و سعی میکنند آن را حتی کمی به تأخیر بیندازند.
این زمانی است که روح راه خود را پیدا میکند.
۲.۲. حقیقتی که در مواجهه با مرگ و پوچی دنیا به آن پی برده میشود
در مواجهه با مرگ، تمام چیزهای دنیوی بیمعنی میشوند.
وقتی کسی به هشتاد سالگی میرسد، بدن سعی میکند به زمین بازگردد در حالی که روح سعی میکند به بهشت برود، بنابراین جدایی جسم و روح آغاز میشود.
در این زمان، فرد هیچ علاقه یا استفادهای از چیزی، مانند اموال، ارث یا همسر، ندارد.
وقتی کسی به هشتاد سالگی میرسد، بدن شروع به تحمیل درد و عذاب به روح میکند و روح آرزوی فرار از بدن را دارد.
در نهایت، با نگاهی به گذشته در مواجهه با مرگ، متوجه میشویم که همه چیز مانند بازی با اسباببازیها بوده است.
تفاوتهای بین انسان و حیوانات: وجود یا عدم وجود حق سقط جنین.
حیوانات سقط جنین نمیکنند، اما انسانها سقط جنین میکنند.
انسانها حق دارند جلوی ارواحی را که از بهشت دریافت میکنند بگیرند، و تعداد کودکانی که از طریق سقط جنین از دست میروند تقریباً دو برابر تعداد کودکانی است که به دنیا میآیند.
این سقط جنینها عمدتاً به دلیل پول اتفاق میافتند.
세상의 부조리와 God-man의 등장
بسیاری از مردم دنیا را به اشتباه میبینند و وقتی به دهه هشتاد زندگی خود میرسند، از همه چیز پشیمان میشوند.
그때 비로소 God-man이 보이기 시작하며, 안티들은 후회하게 된다.
- قدرت خدا-انسان و سوءتفاهم جهان
تازه وارد، معجزاتی فراتر از تواناییهای عادی انجام میدهد و در حالی که جهان این تواناییها را اشتباه میفهمد و سعی در سوءاستفاده از آنها دارد، سرانجام حقیقت آشکار میشود.
3.1. God-man의 능력에 대한 증명
هشدارها و تاسفها در مورد اخبار جعلی
مردم نباید فریب اخبار جعلی را بخورند.
پخش خبر جعلی به محض پایان یافتن، حذف شد.
موارد زیادی وجود دارد که افرادی که فریب اخبار جعلی را خوردهاند، برای عذرخواهی برمیگردند.
گوش دادن به سخنرانیهای سخنران نشان میدهد که او فردی فرستاده شده از بهشت است و او این را نکته به نکته از طریق سخنرانیهایش ثابت میکند.
نمونههایی از تواناییهای متعالی
مواردی وجود دارد که آنها به جای سپاسگزاری از کسی که بیماریشان را درمان کرده، رفتاری گستاخانه از خود نشان میدهند و از طرف مقابل میخواهند که وسایلش را تحویل دهد.
میشه تو آمریکا آدما رو درست کرد یا انرژیشون رو اینجا تخلیه کرد و همچنین میشه از گندیدن جلوگیری کرد.
این توانایی با دستگاه سنجیده نمیشود.
۳.۲. یک تجربه ویژه در فرودگاه سیاتل
انرژی شناسایی شده توسط یک دستگاه ویژه
این گوینده توسط دستگاه مخصوصی که از بدن آنها نور ساطع می کرد، در فرودگاه سیاتل آمریکا شناسایی شد.
این دستگاه به طور انحصاری برای فرودگاه سیاتل ساخته شده است و وسیلهای خاص است که در فرودگاههای دیگر یافت نمیشود.
فرودگاه سیاتل خطوط هوایی دارد، بنابراین امنیت بسیار سختگیرانه است.
نوری که از بدن ساطع میشود
کارمندان مسلح به تپانچه از من خواستند لباسها و حتی کمربندم را دربیاورم و از من عکسبرداری با اشعه ایکس کردند، اما هیچ چیز روی بدنم نبود.
کارمندان از گوینده پرسیدند که نوری که از بدنشان ساطع میشود چیست و معلوم شد که انرژی گوینده است که توسط دستگاه مخصوصی شناسایی میشود.
۳.۳ اهمیت روح و نقش کاخ آسمان
بازگشت روح و سفر به بهشت
وقتی نوجوان هستید اسباببازیها را دوست دارید، اما وقتی به دهه هشتاد زندگیتان میرسید، متوجه میشوید که آنها هیچ فایدهای ندارند.
از آنجایی که جسم از خاک و روح از آسمان آمده است، وقتی جسم و روح از هم جدا میشوند، روح به آسمان صعود میکند.
رفتن به بهشت بهتر از رفتن به عنوان یک حیوان است.
اطمینان از رفتن به بهشت از طریق کاخ آسمان
در کاخ آسمان، مسیر بهشت را میتوان به طور دقیق شناخت و میتوانیم با اطمینان در مورد آن صحبت کنیم.
این پیام مهمی برای جوانان است.
نعمتهای کاخ آسمان و ارتقاء سطح
سطح افرادی که به اسکای پالاس میآیند و اعضای عادی افزایش مییابد.
روح القدس وارد هر خانهای میشود که یوتیوب را تماشا میکند تا مشکلات را حل کند، پنج فرشته برای همه سلامتی و ثروت میآورند و مسائلی مانند مشکلات کودکان، مشکلات املاک و مستغلات و اختلافات حقوقی را حل میکنند.
ماهیت زودگذرِ آرزوهای دنیوی و سفر ابدی روح
اطلاعات سخنرانی
دسته بندی: TDH
گوینده: هو کیونگ یانگ
کلید واژه ها
Materialism, Spirituality, Life Stages, Soul, “Heaven House”
محتوا
توهم داراییهای دنیوی و دنبال چیزهای بیاهمیت بودن
He extends a welcome to those gathered at the “Heaven House”, a place of supreme auspiciousness, and congratulates them on their spiritual elevation. He draws a poignant analogy from his childhood, recalling a time when discarded items from affluent households or even refuse from Japan were scavenged for usable objects. These seemingly worthless items, such as peculiar pieces of trash, were often cherished as toys by children, even being placed under their heads while sleeping due to their perceived value. This historical context serves to illustrate a fundamental philosophical point: what is considered valuable at one stage of life, or in one societal context, can be utterly meaningless in another.
He recounts a specific childhood memory of a discarded pulley from a door, which he treasured as a toy, imagining it as a car by a pond. This object, once so precious that its loss in the pond was deeply lamented, appears utterly insignificant in retrospect. This personal anecdote serves as a metaphor for the human condition, where individuals often dedicate their entire lives to the pursuit of what are, in essence, mere “toy-like” possessions. grand apartments, for instance, become irrelevant in old age, as one’s ultimate destinations are either a nursing home or a grave. The relentless pursuit of spacious homes and material wealth is thus likened to a child’s attachment to a toy, a fleeting desire that ultimately yields no lasting fulfillment.
the objects of human desire in this world are akin to toys salvaged from a pile of refuse. Upon reaching old age, the realization dawns that these pursuits were ultimately meaningless. He contrasts this with a time when even a piece of bread was considered precious, whereas now, such basic necessities are taken for granted. This shift in perception highlights how humanity often expends its life force, even damaging its physical well-being, in the pursuit of things that hold little intrinsic value. He then introduces the concept of the “Heaven House”, suggesting that within its spiritual framework, the perceived necessities of the earthly realm, such as a compass, become obsolete. The guidance of angels, for instance, negates the need for such tools, and those who receive blessings transcend the need for conventional aids.
تمایز بین جسم و روح و سفر به بهشت
Huh Kyung young elucidates a profound distinction between the physical body and the spiritual essence of an individual. the body, being derived from the earth, will ultimately return to the earth. Conversely, the soul, which originates from the heavens, is destined to return to its celestial source. This spiritual truth is presented as a fundamental aspect of human existence, emphasizing that the soul is not bound by earthly limitations. He further clarifies that while the physical body is of earthly origin, the human mind or consciousness is a product of the heavens. Therefore, humanity is a unique synthesis, a collaborative creation of both the earth and the heavens.
This composite nature distinguishes humans from purely earthly entities like plants and trees, which are rooted in the earth and have no celestial destination. Humans, however, possess a spiritual component that is destined for a higher realm. the soul is not meant to remain on earth but must ascend to its rightful place. He then introduces the concept of “Baekkwon,” a heavenly realm, as the ultimate destination for the human soul. He critically observes that traditional religions have largely failed in guiding individuals to this ultimate spiritual destination, implying that his teachings provide the necessary path.
ماهیت در حال تکامل خواستههای انسان در مراحل مختلف زندگی
He outlines the progression of human desires and attachments across different stages of life, illustrating how these desires are inherently transient and ultimately superficial. In childhood, specifically around the age of ten, simple pleasures like snacks and toys hold paramount importance. The allure of a snack can even lead a child to follow a stranger, demonstrating the singular focus of their desires at that age. As individuals transition into their twenties, the primary focus shifts dramatically to romantic relationships and attraction. During this period, the opposite sex becomes the central object of attention, often overshadowing other interests, including academic pursuits. This stage is characterized by a willingness to give gifts and prioritize the beloved over personal possessions, a stark contrast to the self-centeredness of childhood.
با رسیدن به دهه سی زندگی، افراد معمولاً غرق در حرفه و تلاشهای حرفهای خود میشوند و انرژی خود را به فعالیتهای مرتبط با کار اختصاص میدهند. دهه چهل زندگی، تمرکز بیشتری بر مسائل مالی و ثروت مادی دارد و پول و دارایی به دغدغههای اصلی تبدیل میشوند. در دهه پنجاه زندگی، کسب افتخار و شهرت در اولویت قرار میگیرد، زیرا افراد برای شناخت و جایگاه اجتماعی تلاش میکنند. با ورود به دهه شصت زندگی، سلامت به دغدغه اصلی تبدیل میشود و افراد توجه قابل توجهی به حفظ سلامت جسمی خود میکنند. در نهایت، در دهه هفتاد و هشتاد زندگی، تمرکز ناگزیر به سمت مرگ و واقعیت قریبالوقوع مرگ تغییر میکند. در این مرحله، افراد اغلب به زندگی میچسبند و به دنبال طولانی کردن عمر خود هستند.
تحقق نهایی و دعوت به بیداری معنوی
the period of old age, particularly in the eighties, is precisely when individuals should direct their attention towards their spiritual journey and the ultimate destination of their soul. At this juncture, the physical body, which is inherently drawn back to the earth, begins to separate from the soul. The critical question then arises: should the body drag the spirit down to the earth, or should the soul ascend to the heavens? This is the moment when the separation of body and soul commences. Earthly possessions, such as wealth, inheritance, and even marital relationships, lose all significance. at this advanced age, the divine becomes visible, and individuals begin to perceive the true nature of the spiritual realm.
He highlights a stark difference between humans and animals: animals do not engage in abortion, whereas humans do. This distinction underscores a profound moral and spiritual issue, as humans possess the capacity to terminate a life, effectively preventing a soul from inhabiting a body. He notes that the number of aborted fetuses far exceeds the number of live births, attributing this phenomenon largely to financial motivations. He criticizes the distorted worldview that prioritizes material gain over the sanctity of life. He then describes the physical and emotional suffering that often accompanies old age, such as chronic pain and discomfort, which can lead the soul to resent its physical vessel. This period of suffering is presented as a struggle between the soul’s desire for liberation and the body’s persistent hold.
He concludes this section by reiterating that in old age, all earthly pursuits—be it buildings, wealth, or even family—become utterly meaningless. It is at this point that the divine, or the “God-man” (divine human), becomes apparent. He suggests that those who have opposed his teachings will eventually come to regret their actions, as the truth of his divine nature will be revealed. He warns against believing false narratives and “fake news” disseminated by media outlets, noting that such content is often quickly removed after its initial broadcast.
مداخله الهی و قدرت هو کیونگ یانگ
هو کیونگ یانگ به مسئله فراگیر فریب و استثمار در جهان میپردازد و اظهار میکند که افراد بدخواه اغلب افراد خیرخواه را دستکاری و از آنها سوءاستفاده میکنند. او جهانی را توصیف میکند که در آن نیکوکاران به حاشیه رانده میشوند، در حالی که افراد شرور از رسانهها و سایر پلتفرمها برای منافع مالی سوءاستفاده میکنند. او مشاهدات خود را از این بیعدالتیها بیان میکند و اظهار میدارد که چنین اقداماتی غیرقابل تحمل است. سپس مواردی را بازگو میکند که افرادی که در ابتدا با او مخالف بودند، از آن زمان ابراز پشیمانی کرده و از او راهنمایی خواستهاند و بر ذات الهی او تأثیر گذاشتهاند. این افراد، با گوش دادن به سخنرانیهای او، به این باور رسیدهاند که او واقعاً موجودی از بهشت است.
او شواهدی از تواناییهای الهی خود ارائه میدهد و به نمونههایی مانند شفای افراد در مکانهای دور مانند ایالات متحده، استخراج انرژی از آنها و جلوگیری از پوسیدگی اشاره میکند. او خاطرنشان میکند که این تواناییها را نمیتوان با ابزارهای علمی مرسوم اندازهگیری کرد. سپس او یک حکایت شخصی از سفرهایش به ایالات متحده، به ویژه در فرودگاه سیاتل، که به دلیل وجود بوئینگ به خاطر اقدامات امنیتی پیشرفتهاش شناخته شده است، تعریف میکند. او تعریف میکند که چگونه یک دستگاه ویژه در فرودگاه، نوری قدرتمند را که از بدن او ساطع میشد، شناسایی کرد، پدیدهای که پرسنل امنیتی را شگفتزده کرد. این حادثه، که در آن بدن او "آتش" یا نوری مرئی ساطع میکرد، به عنوان نمایشی ملموس از انرژی خارقالعاده و حضور الهی او عمل میکند.
while children are drawn to toys, the elderly ultimately realize the futility of such attachments. He concludes by emphasizing the fundamental truth that the body originates from the earth, while the spirit comes from heaven. Therefore, upon the separation of body and spirit, the spirit ascends to its celestial home. He poses a rhetorical question, asking whether it is preferable to go to heaven or to be reborn as an animal, clearly implying the former. he is the one who has unequivocally revealed this path to heaven, enabling his followers to confidently declare their spiritual destination.
برکت و تعالی معنوی
هو کیونگ یانگ سخنرانی را با دعای خیر برای شرکتکنندگان و کسانی که به صورت آنلاین تماشا میکنند، به پایان میرساند. او اعلام میکند که سطح معنوی همه حاضران ارتقا خواهد یافت. او به طور خاص نام چندین نفر را ذکر میکند که نشاندهنده پیشرفت معنوی آنهاست. سپس یک دعای خیر عمومی میکند و اظهار میدارد که روح القدس وارد همه خانهها، از جمله کسانی که پخش یوتیوب را تماشا میکنند، خواهد شد تا مشکلات آنها را کاهش دهد. او از قدرت پنج فرشته برای ورود به همه افراد و اعطای سلامتی و رفاه به آنها استفاده میکند. علاوه بر این، او دعا میکند که همه مشکلات کودکان حل شود و همه مشکلات املاک و مستغلات به راحتی حل و فصل شود. در نهایت، او برای حل سریع و موفقیتآمیز هرگونه اختلاف حقوقی مربوط به پیروانش دعا میکند.
مقدمه: به هانئولگونگ خوش آمدید
خوش آمدید. ورودتان را به آسمان، فرخندهترین مکان جهان، تبریک میگویم. امیدوارم سطح دانش همه شرکتکنندگان در رویداد امروز شنبه ارتقا یابد.
ارزش دنیا مانند اسباببازیای است که در زبالهدانی افتاده است.
زمانی بود که بزرگسالان زبالههای دور ریخته شده توسط ژاپنیها را به محله میآوردند تا وسایل قابل استفاده پیدا کنند. آنها حتی با زبالههای با شکل منحصر به فرد به عنوان اسباببازی بازی میکردند. وقتی برای اولین بار به سئول آمدم، زبالههای به جا مانده از خانوادههای ثروتمند را نیز زیر و رو میکردم تا چیزهای مفیدی پیدا کنم و حتی یک هندوانه هم به دست آوردم. با خوشحالی با چیزهایی که در تودههای زباله پیدا میکردم و روی سرم میگذاشتم، میخوابیدم.
وقتی کوچک بودم، جایی نبود که اسباببازی بسازد، بنابراین چیزهای عجیب و غریبی را از انبوه زبالههایی که بزرگسالان دور میریختند برمیداشتم و آنها را به عنوان اسباببازی این طرف و آن طرف میبردم. حالا که بزرگتر شدهام، متوجه شدهام که آن اشیاء در این دنیا وجود ندارند. نگاه کردن به اسباببازیهایی که در کودکی در حومه شهر با آنها بازی میکردم، باورنکردنی است. یک قرقره بود که به پایین یک در وصل شده بود. یادم میآید که نردهای را که وقتی در را باز میکردم بیرون میآمد، نگه میداشتم و مثل یک ماشین روی نرده کنار برکه با آن بازی میکردم. تا شش سالگی با آن بازی میکردم، بعد از اینکه در یک چاه و سپس در یک برکه افتادم. آن را مثل یک ماشین حمل میکردم، اما در نهایت، در برکه افتاد. حتی الان هم که به حومه شهر میروم، به جایی که افتاده نگاه میکنم. به این دلیل است که آن را گم کردهام. زباله بود، اما وقتی به دنبال برکهای که در آن افتاده میگردم، آن موقع عمیق به نظر میرسید، اما حالا میتوانم کف آن را ببینم. وقتی جوان بودم، به طرز وحشتناکی عمیق به نظر میرسید، اما حالا وقتی از سئول به حومه شهر میروم، کمعمق به نظر میرسد. آن موقع نمیتوانستم بروم داخل، اما در کودکی احساس میکردم خیلی حیف شد. حیف که وقتی بچه بودم با صدای "تلوپ" افتاد. چون دیگر هرگز نمیتوانستم اسباببازیای مثل آن ببینم.
اما وقتی بزرگتر شدم، فهمیدم که چقدر رقتانگیز است. هیچ چیز نبود. چیزی که در این دنیا دنبالش هستی دقیقاً مثل همین اسباببازی آشغال است. وقتی پیر شوی هم به آپارتمان نیاز نخواهی داشت. باید به خانه سالمندان یا گور بروی، بنابراین آپارتمان لازم نیست. میتوانستی به سادگی به جایی بروی و با تکیه بر سالمندان زندگی شادی داشته باشی، اما آرزوی یک خانه بزرگ را داشتی. همه اینها چیزی بیش از اسباببازیهایی نیست که در کودکی با آنها بازی میکردی. با این حال، به آنها چسبیدهای، خانه میخری و میفروشی، انواع سختیها را تحمل میکنی. هر چیزی که در این دنیا دنبالش هستیم چیزی بیش از اسباببازیهایی نیست که از یک توده زباله نجات دادهایم. وقتی بزرگتر میشوی، متوجه میشوی که اصلاً هیچ چیز نیست.
ارزش واقعی و نقش هانئولگونگ
شاید به این دلیل که شما آنقدر درگیر خواستههای زندگی روزمره هستید، یک تکه نان در گذشته فوقالعاده ارزشمند به نظر میرسید. اکنون، انگار وقتی هست وجود دارد و وقتی هست وجود ندارد. ما تمام زندگی خود را صرف خراب کردن بدنهایمان برای چیزهایی کردهایم که ارزش خاصی ندارند. اکنون که به کاخ آسمانی آمدهاید، آیا چیز ارزشمندی در این دنیا وجود دارد؟ هیچ چیز وجود ندارد. آیا به قطبنما نیاز دارید؟ اگر از یک فرشته بپرسید، به شما خواهد گفت. افراد متبرک به قطبنما نیاز ندارند. همه جهات به آنها گفته میشود. آیا یک فرد در حال مرگ به ویبراتور نیاز دارد؟ اگر آنها تازه از خواب بیدار شوند، بیدار میشوند. این کار را نمیتوان برای کسانی که زمانشان به پایان رسیده است انجام داد، اما میتوانید کسانی را که در جوانی میمیرند در هر زمانی نجات دهید. میتوانید پزشک شوید و چیزی برای حسادت ندارید. شما قبلاً آدرس تعیین شده خود را برای بهشت دریافت کردهاید. آیا مردم آدرس تعیین شده خود را برای بهشت دریافت کردهاند؟ نه. هیچ مدرکی وجود ندارد که آنها بهشت را رزرو کرده باشند یا اینکه آیا میتوانند به آنجا بروند یا نه. دیروز یک کشیش از آنجا بازدید کرد و آنها نمیدانستند وقتی برگردند کجا خواهند رفت. برای کشیشان نیز همینطور است. اعضای کلیسا هستند که تاکنون با تقوا زندگی کردهاند اما از هنجار منحرف میشوند و اعتماد به نفس خود را از دست میدهند که در نهایت به بهشت خواهند رفت. بهشت آنقدر مبهم است که آنها قادر به تأمین آدرس تعیین شده خود نیستند. با این حال، اگر به هانئولگونگ بیایید، میتوانید سهمی دریافت کنید. شما بهشت را تضمین میکنید. شما قبلاً در آنجا آدرس منزل دریافت کردهاید. شما متوجه شدهاید که چنین چیزی وجود دارد.
جوهر جسم و روح
ما تمام زندگی خود را وقف این اسباببازیهای روی زمین کردهایم. بدن من هم فرقی ندارد. بدنهای شما هم اسباببازی هستند. آنچه از زمین میآید، روی زمین جا میماند. روح شما از زمین نیامده است. وقتی باردار میشوید و بدن شما شکل میگیرد، روح شما وارد میشود. آن از آسمان میآید. آنچه از زمین میآید قرار است روی زمین بماند و آنچه از آسمان میآید قرار است به آسمان برده شود. فکر میکنید روح شما از زمین آمده است؟ از زمین نیامده است. بدن شما از زمین آمده است، اما روح شما از آسمان آمده است. شما محصول مشترک زمین و آسمان هستید. چیزهایی که فقط روی زمین رشد میکنند فاقد این هستند. علف و درختان فقط روی زمین رشد میکنند، بنابراین روی زمین میمانند. آنها دلیلی برای صعود به آسمان ندارند. انسانها متفاوت هستند. انسانها زمانی انسان شدند که عنصر آسمانی آمد و خود را به عنصر زمینی متصل کرد. این روح باید برود. قرار نیست اینجا بماند. شما به کاخ سفید خواهید رفت. تاکنون، دین در این امر شکست خورده است. تنها پس از آمدن من است که این امر ممکن میشود.
تغییرات در ارزشهای دنبال شده در هر مرحله از زندگی
در ده سالگی، به اسباببازیهای مناسب آن سن نیاز دارید. در آن زمان، تنقلات همه چیز هستند. اگر به آنها تنقلات بدهید، هر کسی دنبالتان میآید. حتی بچههایی هستند که به خاطر تنقلات از خانه فرار میکنند. در چهار سالگی، همه چیز در مورد تنقلات است. در بیست سالگی، جنس مخالف بهترین است. در بیست سالگی، جنس مخالف همه چیز است. شما فقط زنان و فقط مردان را میبینید. حتی در مدرسه، معلمان شبیه جنس مخالف هستند. برای مردان هم همینطور است. شما فقط جنس مخالف را میبینید. در نوجوانی، چیزهایی مانند تنقلات، غذا و اسباببازی میبینید، اما در بیست سالگی، جنس مخالف را میبینید. وقتی کسی از جنس مخالف را میبینید، حتی بهترین اسباببازیهایتان را به او میدهید. شروع به هدیه دادن میکنید و دیگر سعی نمیکنید آنها را برای خودتان نگه دارید. آنها را به شخص دیگر میدهید. قبل از آن، آنها را برای خودتان نگه میداشتید و به جنس مخالف نمیدادید. در نوجوانی، شما بهترین هستید. سپس، وقتی وارد بیست سالگی میشوید، آنها را فقط به کسی که دوست دارید میدهید. بخشش حس خوبی دارد. نگه داشتن چیزها برای خودتان مهم نیست.
مردم وقتی به دهه سی زندگی خود میرسند به چه چیزی میچسبند؟ آنها به موقعیتهای رسمی یا کار میچسبند. با ورود به یک شغل، به کار میچسبند، چون میدانند که باید کاری انجام دهند. وقتی به دهه چهل زندگی خود میرسند، به پول میچسبند. به ثروت مادی میچسبند. وقتی به دهه پنجاه زندگی خود میرسند، به چه چیزی میچسبند؟ آبرو و فرزندان. وقتی به دهه پنجاه زندگی خود میرسند، به آبرو میچسبند. در دهه چهل زندگی خود، به پول، پول، پول، ثروت مادی و خانههایشان میچسبند. وقتی به دهه پنجاه زندگی خود میرسند، به آبرو میچسبند و وقتی به دهه شصت زندگی خود میرسند، به چه چیزی میچسبند؟ سلامتی. آنها به سلامتی میچسبند. وقتی به دهه هفتاد زندگی خود میرسند، به چه چیزی میچسبند؟ مرگ و بیماری. وقتی به دهه هشتاد زندگی خود میرسند، به مرگ میچسبند. آنها به ایده مردن کمی دیرتر میچسبند. آن زمانی است که باید به روح بچسبیم. باید مسیری را پیدا کنیم که روحمان باید به آنجا برود. ما اکنون باید بدن را رها کنیم، با این حال بدن همچنان سعی میکند به زمین عقبنشینی کند. آیا درست است که بدن، روح را به زمین بکشد؟ روح باید به بهشت برود. آن زمان است که جدایی جسم و روح آغاز میشود. هیچ علاقهای به مال و اموال وجود ندارد، و نه علاقهای به ارث. وقتی به دهه ۸۰ زندگیتان برسید، منظورم را خواهید فهمید.
تفاوت بین انسان و حیوان و معنای مرگ
تفاوت بین انسانها و حیوانات این است که حیوانات سقط جنین نمیکنند. آنها سقط جنین ندارند. انسانها سقط جنین میکنند. حیوانات حق سقط جنین ندارند. آنها حق سقط جنین ندارند. با این حال، انسانها حق سقط جنین دارند. از آسمانها، روح را متوقف میکنند و میگویند: «فقط این یکی را سقط کن تا سقط جنین شود.» به همین دلیل است که تعداد کودکانی که در اثر سقط جنین از دست میروند تقریباً دو برابر تعداد افرادی است که به دنیا میآیند. میتوان گفت که همیشه تعداد کودکانی که مرده از خانه خارج میشوند دو برابر کودکانی است که زنده از خانه خارج میشوند. دلیل این امر این است که تعداد کودکانی که سقط میشوند بسیار بیشتر است. انسانها به این تعداد به دنیا نمیآیند، پس چرا این همه سقط جنین انجام میشود؟ به خاطر پول است. افراد زیادی هستند که به دنیا نگاه نادرستی دارند.
내가 여기서 축복 대답이 없습니다. 정신 차려야 합니다. 시간이 없으니 자세히는 못 하겠지만, 80대가 되면 그것이 다 후회로 남습니다. “아, 내가 영원히 가야 하는데, 이 몸은 이제 보기 싫어지고, 이 몸은 귀찮아 버려버리고, 이런 몸 없는 대로 가고 싶은데, 이 몸이 계속 붙들고 놓아주지 않네.” 80대는 이 죽음과 싸움입니다. “이것 좀 놓아줘”라고 하지만 놓아주지 않습니다. 계속 고통을 줍니다. 아프고 허리 쑤시고 천추 아프고 이것이 반복되니, 영혼이 육체를 미워하기 시작하는 것입니다. “아이고, 이놈의 팔다리 다 떼 버렸으면 좋겠다”라고 합니다. 이렇게 분리될 때를 한번 생각해 보십시오. 장난감 가지고 노는 것입니다. 빌딩이 무슨 소용이고, 재산이 무슨 소용이고, 마누라가 무슨 소용입니까? 아무 소용 없습니다. 그때는 God-man이 보이는 것입니다. 그때는 비로소 God-man이 보이기 시작합니다. 그때는 안티들이 후회하게 되는 것이 맞습니다. 후회하게 됩니다. 그 사람들의 가짜 뉴스를 보면 안 됩니다. 방송에서 가짜 뉴스를 내보내다가 끝나자마자 없애버립니다. 다 내려버렸습니다. 무슨 방송사에서 안티를 왜 받는지 모릅니다. 내 편 안 들고, 내가 봉사하고, 내가 무엇을 하는 것은 하나도 안 내보내주고, 맨날 그 사람들 와서 오히려 적반하장입니다. 병을 고친 사람들이 고맙다는 말은 안 하고 자기 보따리만 내놓으라고 합니다. 이것이 세상 만사입니다. 고맙다고 할 사람들이 보따리를 내놓으라고 합니다. 죽는 사람 살려달라고 합니다. 그래서 방송을 하자마자 방송을 다 내려버립니다. 왜 그랬을까요? 될 일이 다 있습니다. 기다려 보면 알게 됩니다. 선한 자들을 악한 자들이 이용한 것입니다. 선한 자들을 악한 자들이 기회를 이용해 사기를 쳐먹으려고 합니다. 이런 세상이 지금 기가 막힌 세상입니다. 선한 자들은 코너에 몰아넣고 악한 자들이 방송사 등을 이용해 돈 버는 데 혈안이 되어 있습니다. 이런 세상은 도저히 용납할 수 없어 내가 지켜보고 있습니다. 병 고친 사람이 병 고쳐준 사람에게 보따리 내놓으라는 적반하장입니다. 우리 속담입니다. 내가 여러분에게 이런 말을 하는 것은 절대 그런 것에 휩쓸리면 안 된다는 것입니다.
قدرت و شواهد خدا-انسان
거기 보다가 요새 죄송하다고 다시 오겠다고 나에게 전화 오는 사람이 많습니다. “요새 the God-man 강의를 들으니까 the God-man이 하늘에서 온 사람이 틀림없는 것 같더군요. 하나하나 내가 보여주지 않습니까?” 내가 우유만 보여줍니까? 하나하나 강의하면서 보여줍니다. 들어보니 이 신이 틀린 신이 아니었습니다. 어떻게 미국에 있는 사람을 여기서 고칩니까? 어떻게 미국에 있는 사람의 에너지를 빼놓습니까? 어떻게 썩는 것이 안 썩게 합니까? 그런 능력 있습니다. 여러분들이 이제 인정하지 않습니까? 그것은 기계로 측정되지 않습니다. 내가 미국에 여러분 몇십 명 데리고 여덟 번 갔습니다. 그때 미국의 시애틀 공항에서 나를 찍었습니다. 비행기가 있고 거기에 보잉사가 있습니다. 거기는 특수 기계 장치가 있습니다. 나를 제외한 40명이 다 빠져나가고 나만 잠깐 있으라고 했습니다. 내 부하들은 갔습니다. 내 몸에서 뿜는 불이 내 몸 전체에서 팍 나오는 것입니다. 나에게 보여주며 “당신 이게 뭐니?”라고 물었습니다. 이런 기계는 다른 공항에는 없고, 시애틀 공항에만 특별 제작되어 있습니다. 그때 그랬습니다. 시애틀 공항이 그렇게 검색이 무섭다고 합니다. 항공사가 있으니 그렇게 하는 것이라고 합니다. 그런데 내 몸에서 뿜는 빛이 계속 확 나오는 것입니다. 이 비행기 보니까 그 사람들이 권총을 가지고 내 앞에 권총을 들이대고 옷을 벗으라고, 벨트도 벗으라고 했습니다. 엑스레이 찍고 그랬습니다. 몸에 아무것도 없으니 나에게 물어보는 것입니다. “이게 왜 이러냐고.” 그것이 나옵니다. 특수한 기계가 있습니다. 내 에너지가 나옵니다.
بازگشت روح و برکت
ما در نوجوانی اسباببازیها را دوست داریم، اما وقتی به هشتاد سالگی میرسیم، متوجه میشویم که چنین چیزهایی بیفایده هستند. از آنجایی که بدن از زمین میآید و روح از آسمان، وقتی روح و بدن از هم جدا میشوند، روح به آسمان صعود میکند. در آن زمان، آیا ترجیح میدهید به بهشت بروید یا به یک حیوان تبدیل شوید؟ نه. من کسی هستم که این را به وضوح نشان دادهام. میتوانید این را با اطمینان بگویید. به دلیل محدودیت زمانی، سخنرانی امروز را در اینجا به پایان میرسانم. این پیامی برای جوانان ماست.
جمعبندی: ارتقاء سطح و پیام برکت
مرکز معنویت گئوجه، جئونگ دو (میوه)، مرکز معنویت چئونگ یانگ، لی بیونگ-یونگ (سیب زمینی)، مرکز مردان، کیم سون-هی، گو ته از ویرچو کارولینای شمالی، کیم سونگ-گیو از فرشته مقرب کارولینای شمالی، مرکز معنویت گئوجه، کیم سون، یونگین یوجائه (خودکار)، دائجون جو نام، جئونگ این-جو (سبزیجات)، کیم یون-جو، مدیر مرکز معنویت گیمپو، جئونگ سونگ-گیو (سوپ فرشته مقرب)، سطح افراد بالا خواهد رفت. سطح همه کسانی که امروز از آنجا بازدید کردند، بالا خواهد رفت. اگر جئونگ هی-وون به آنها بپیوندد، سطح آنها بالا خواهد رفت. سطح کسانی که امروز به چئونگ جئونگ ایون-بی رفتند، بالا خواهد رفت. روح القدس وارد همه این خانوادهها و همه خانوادههایی که این ویدیوی یوتیوب را تماشا میکنند، خواهد شد تا مشکلات آنها را حل کند. پنج فرشته وارد همه مردم خواهند شد و آنها را سالم و ثروتمند خواهند کرد. مشکلات همه کودکان حل خواهد شد. مشکلات املاک و مستغلات به طور کامل حل خواهد شد. برای کسانی که درگیر دعاوی حقوقی هستند، دعاوی حقوقی در اسرع وقت به خوبی حل و فصل خواهد شد.
【 오늘의God-man님 】물에서 건져주니 보따리 내놓으라는 적반하장 20240427 ( 20분 20초)
00:00
خوش آمدید. ورودتان را به کاخ آسمانی ما، بهترین مکان فرخنده جهان، تبریک میگوییم. باشد که همه کسانی که در رویداد شنبه شرکت کردند به سطح ۵ ارتقا یابند.
우리가 옛날에는 일본 사람들이 버린 쓰레기를 동네에 가져와 가지고 어른들이 그걸 뒤져 가지고 쓸 만한 물건을 찾아서 쓸 때가 있었어. 그리고 그 쓰레기 중에 특이하게 생긴 거는 머리 밭에다 두고 가지고 놀고 그랬어. 장난감으로. 그러니까 뭐 서울에 와서 저 어디 쓰레기만 있으면 우리가 처음에 서울에 왔을 때 부잣집들이 버린 쓰레기 뒤지고 그랬어. 그래서 뭐 쓸 만한 거 있나 해 가지고 나는 거기서 수박도 줏어 먹고 그랬다고 그러죠? 그러니까 그 쓰레기 더미에서 우리가 뭘 구해 가지고 그 좋다고 머리 맡에다 두고 잠을 자고 그랬다니까. 장난감으로 쓰느라고 어릴 때는.
01:17
خب، ما الان دوازدهمین مردم ثروتمند دنیا شدیم، درسته؟ به همین دلیله که مردم واقعاً نمیدانند وقتی چنین سختیهایی را پشت سر میگذاشتیم، چه حالی داشتیم. و بچهها چیزهای عجیب و غریبی را از انبوه زبالههایی که بزرگسالان دور میریختند برمیداشتند - میدانید، آن زمان جایی نبود که اسباببازی بسازد و بفروشد. آنها آن چیزها را برمیداشتند و به عنوان اسباببازی با خود میبردند. حالا که به عنوان یک بزرگسال به آنها نگاه میکنم، متوجه میشوم که کاملاً غیرقابل استفاده هستند. وقتی به اسباببازیهایی که وقتی بچه بودم در روستا با آنها بازی میکردم نگاه میکنم، باورم نمیشود. آن یک قرقره زیر در است. قرقرهای که زیر در آویزان است. چیزی که وقتی در را فشار میدهید بیرون میآید، یک قرقره است. اگر در را باز کنید، فقط قرقره بیرون میآید، اینطور نیست؟
02:02
یادم میآید که هر روز آن تکه فلز را این طرف و آن طرف میبردم - میدانید، کنار برکه، جایی که نرده داشت. من آن را مثل ماشین این طرف و آن طرف میبردم. وقتی کوچک بودم. بعد از اینکه توی چاه افتادم، بعد از اینکه توی برکه افتادم، وقتی حدود شش سالم بود با آن بازی میکردم. من آن را مثل ماشین این طرف و آن طرف میبردم، اما در نهایت، توی برکه افتاد. حتی الان هم، وقتی به حومه شهر قدیمی برمیگردم، به جایی که افتاده نگاه میکنم. چرا؟ چون آن را گم کردم.
02:34
چه چیز دیگری میتواند باشد جز آشغال؟ درست است؟ با این حال، وقتی به آن برکهای که در آن افتادم نگاه میکنم، قبلاً خیلی عمیق بود، اما حالا میتوانم کف آن را ببینم. آن موقع وحشتناک بود، نه؟ وقتی جوان بودم. عمیق به نظر میرسید، اما حالا، وقتی گاهی اوقات از سئول به حومه شهر میروم و به آن نگاه میکنم، برکه کمعمق به نظر میرسد. اما حالا، نمیشود وارد آنجا شد. وقتی کوچک بودم، خیلی حیف بود. وقتی بچه بودم. چون آن توپ افتاد. این چیزی است که مایه تاسف است. دیگر نمیتوانی اسباببازیهایی مثل آن را در حومه شهر ببینی. اما حالا که بزرگتر شدهام، میفهمم که رقتانگیز است. هیچ چیز نیست. چیزی که همه شما در این دنیا دنبال میکنید دقیقاً همان چیزی است که آن اسباببازی آشغال دنبالش هستید.
03:20
아파트도 나중에 나이 들면 필요 없어. 뭐 요양원에 가야 되고 아니면 무덤으로 가야 되는데 그게 필요하지가 않아. 그냥 몸만 하나 어디 가서 노인들하고 재미있게 기대서 살면 되는 걸 그걸 그냥 넓은 집을 막 욕심을 내고 막 그랬죠? 그러니까 이게 전부 장난감 어릴 때 놀던 장난감에 불과한 거야. 근데 거기에 목을 매고 막 뭐 집을 샀다가 팔았다가 막 별 고생을 다 하고 그렇게 하죠? 그러니까 이 세상에 우리가 추구하는 거는 전부 쓰레기 더미에서 구해낸 장난감에 불과하다니까. 나이 들어보면 그게 아무것도 아니죠?
04:03
근데 여러분들이 생활에 쫓겨서 그런지 몰라도 옛날에는 빵 한 조각이 굉장히 귀해 보였어요. 지금은 그냥 있으면 있고 없으면 없고 이러잖아? 그러니까 우리는 별로 귀하지도 않은 걸 몸을 망쳐가면서 인생을 한평생 살은 거야. 그 이제 하늘궁 와 보니까 다른 거 세상에 귀한 게 있나? 없어요. 나침판도 필요 있어 없어? 천사한테 물어보면 알려줘 안 알려줘? 축복받은 사람 나침판 필요 없지? 방위를 다 알려줘. 그리고 뭐 죽는 사람 뭐 뭐 이 진동기 필요 있나? 그냥 일어나라면 일어나. 명이 다 되어 죽는 사람은 안 되지만은 젊어서 죽는 사람은 언제든지 여러분이 살릴 수가 있어.
04:57
그러니 여러분들은 의사도 되고 부러운 게 없어요. 그리고 또 천국도 이미 번지수 분양을 받아놨어. 여러분 천국을 분양 받아놨나 안 받아놨나? 여러분 분양 받아놨어. 근데 현대인들은 천국을 분양 받아놨나? 아니에요. 아 이게 갈 수 있을지 없을지 뭐 그 천국을 이야기는 무슨 증거가 없어 하나도. 그러니까 요 어제 어제 어떤 신부님 오셨지. 자기들이 돌아가면 어디로 가야 될지를 모르고 있는 거야 목사님도 마찬가지야. 근데 여태까지 착하게 살다가 어떻게 일탈을 하는 교인들이 있거든. 그 사람들이 나중에 천국 갈 자신이 없어지는 거야. 그러니까 오늘 천국이라는 게 애매하지. 아주 애매모호해 가지고 분양을 받아 놓지 못하는 거야. 근데 하늘궁 오니까 분양 받을 수 있지? 천국을 받아 놓는 거야. 티켓을.
آره، آره.
06:09
근데 거기에 집 주소까지 이미 받아 놓은 거야. 좋아 안 좋아요? 이게 있다는 걸 여러분들이 깨달았잖아? 그래 보니까 지상의 일은 장난감이지? 어릴 때 가지고 놀던 아무 쓸모없는 장난감에 우리가 한평생을 바친 거야. 심지어 내 몸도 그래. 여러분 몸도 장난감이야. 땅에서 온 거는 땅에 두고 가야 돼. 그 여러분 영혼은 땅에서 온 게 아니야. 여러분이 임신을 해서 몸이 애기가 만들어질 때 영혼이 들어와. 그건 하늘에서 온 거야. 땅에서 온 거는 땅에다 두고 하늘에서 온 거는 하늘로 가져가게 돼 있어요. 근데 여러분들이 이 정신이 땅에서 온 줄 알아. 땅에서 온 게 아니야. 알죠? 여러분은 몸은 땅에서 왔는데 정신은 하늘에서 왔어. 그러니까 여러분은 땅과 하늘의 합작품이야.
07:11
그러니까 땅에서만 난 거는 그게 없어. 풀이나 나무는 이제 땅에서만 났으니까 땅에 있어요. 하늘 올라갈 일이 없어. 사람은 안 그래요. 사람은 땅의 것에 의해서 하늘 것이 와서 붙어가 사람이 된 거야. 그러니까 사람은 이 혼은 가야 돼. 여기 있는 게 아니야. 그러니까 여러분들이 백궁을 가게 되겠지? 근데 여태까지 종교는 그게 실패했어. 내가 오고 나서 그게 가능한 거야. 10살 때는 10살 때까지의 장난감이 필요하지? 그때는 무슨 뭐 10살 때는 과자가 전부야. 과자 주면 최고야. 그냥 과자 주면은 누구나 따라가. 과자 때문에. 집 잃은 애도 있어.
08:09
10살 때는 과자. 20살 때는 이성이 최고야. 20대는 이성이 최고지? 여자밖에 안 보여. 남자밖에 안 보여. 학교 가도 막 선생님이 이성이야. 여선생님이 이성이야 남자들. 그 이성만 보여 이상하게. 10대 때는 뭐가 보여요? 먹는 거 과자 장난감 이런 게 보이는데. 20대는 이성이 보여. 이성이 보이면 자기 장난감 좋은 것도 줘버려. 선물도 주게 되고 자기가 가지려고 안 해. 이제 상대한테 주는 거야. 그 이전에는 지가 가져. 이성한테 안 줘 절대. 10대 때는 지가 최고야. 그러니까 20대 되면 이걸 자기 좋아하는 사람한테 줘 버려. 주면 기분이 좋아요. 그래 그래. 자기가 가지는 건 중요하지가 않아.
09:00
وقتی به سی سالگی میرسی چه اتفاقی میافتد؟ وقتی سی ساله هستی به چه چیزی میچسبی؟ چسبیدن به کار، چسبیدن به کار. شغلی پیدا میکنی، باید کاری انجام دهی، پس به کار میچسبی. وقتی به چهل سالگی میرسی، به پول میچسبی. به مادیات. وقتی به پنجاه سالگی میرسی، به چه چیزی میچسبی؟ وقتی به پنجاه سالگی میرسی به چه چیزی میچسبی؟ پنجاه سالگی چیست؟ به پول، ثروت، خانه و چیزهایی از این قبیل میچسبی، درست است؟ وقتی به پنجاه سالگی میرسی، به افتخار میچسبی. وقتی به شصت سالگی میرسی به چه چیزی میچسبی؟ همینطور است. درست است؟ به سلامتی میچسبی، نه؟ وقتی به هفتاد سالگی میرسی، به چه چیزی میچسبی؟ به بیماری، به بیماری. همه فقط به بیمارستان میروند، و افرادی هستند که در هفتاد سالگی به راحتی میمیرند. وقتی به هشتاد سالگی میرسی، به مرگ میچسبی. تو به این فکر میکنی که کمی دیرتر میمیری. اون موقعست که باید به روحت بچسبی. درسته؟
10:14
우리 영혼이 가야 될 곳을 찾아가야 길을 봐야 돼요. 몸에 이제 몸은 놔놔야 되고 몸은 자꾸 땅으로 들어가려고 그래. 온 몸이 그지? 그러면 몸이 정신을 끌고 땅 속으로 들어가면 되겠나? 하늘에서 온 건 하늘로 가야지. 그때 몸과 영혼이 분리되는 일이 시작되는 거야. 재산도 관심 없고 유산도 관심 없고. 그 때는 인간과 동물이 차이점은 동물은 유산을 안 해. 낙태를 안 해요. 인간은 낙태를 해요. 동물은 낙태할 권리가 없어. 그러니까 낙태권이 없어요. 근데 인간은 낙태할 권리가 가지고 있는 거야.
11:04
지가 하늘로 하늘에서 부터 온 영혼을 지가 스탑 시켜 버려요. 야 얘는 유산시켜. 얘는 낙태해 버려. 그래서 태어나는 사람보다 낙태를 해서 없어진 애가 두 배 정도 많아. 우리 이 세상에. 그러니까 산부인과 의사가 그러잖아? 살아서 이 문을 나가는 애보다 죽어서 나가는 애가 언제나 두 배라고. 뭐 그럴 수 있잖아? 유산 시키는 애들이 원치 많으니까. 그럼 인간도 얼마 안 낳는데 왜 그리 유산을 많이 시키지? 돈 때문이야. 그래서 여러분들 굉장히 세상을 잘못 보는 사람들이 많아. 내가 여기서 대답이 없어요. 정신 차리고 들어야 돼. 내 말을.
11:54
시간이 없으니까 자세히는 못 하겠는데 80대가 되면은 그게 다 후회스러워. 그게 아 내가 영혼이 가야 되는데 이 몸은 이제 뵈기 싫어지고 이 몸은 귀찮아. 버려 버리고 좀 이런 몸 없는 데로 가고 싶은데 이 몸이 계속 붙들고 놔주질 않네. 그러니까 80대는 이 죽음하고 싸우는 거야. 난 갈 거야. 이거 좀 놔. 안 놔주는 거야. 계속 고통을 주네 그냥. 아프고 허리 쑤시고 막 척추 아프고 막 이게 반복되니까. 이 영혼을 육체를 싫어하기 시작하는 거야. 아 이놈의 팔 다리 다 떼어버렸으면 좋겠다. 이렇게 분리될 때 지난달 한번 생각해 봐요. 장난감 가지고 노는 거야.
12:41
무슨 뭐 빌딩이 무슨 소용이 있고 뭐 재산이 무슨 소용이 있고 마누라가 무슨 소용이 아무 소용이 없어. 그때는 God-man이 보이는 거야. 그때는 비로소 God-man이 보이기 시작해. 그때는 안티들이 후회하게 되는 거야. 후회하게 돼. 그 사람들의 가짜 뉴스 보면 안 됩니다. 제주도 모 방송국에서 가짜 뉴스 뭐 내보내다가 즉시 끝나자마자 없애 버려. 다 내려 버렸어. S 무슨 방송사에서 뭐 뭐 안티 뭐 왜 그 사람들 편만 드나 몰라. 내 편 안 들고. 내가 봉사하고 뭐 내가 뭐 하고 이런 건 하나도 안 내보내 주고 맨날 무슨 그 사람들 뭐 여기 와서 오히려 적반 병을 고친 사람들이 고맙다는 거는 안 하고 자기 보따리 내놓으라고. 이게 세상만사야. 아니 고맙다고 해야 할 사람들이 보따리 내놓으라네.
13:51
그래도 뭐 죽는 사람 살려주면 보따리 내놓으라네. 그래서 이거 이상하게 그 방송을 딱 하자마자 끝나자마자 방송을 다 내려 버렸어. 왜 그랬을까요? 별 일이 다 있죠? 이제 기다려 보면 알게 돼. 선한 자들을 악한 자들이 이용하는 거야. 선한 자들을 악한 자들이 공공기관을 이용해 가지고 사기를 쳐 먹으려고 그런 일이 있죠? 이런 세상이 지금 이게 기가 막힌 세상이야. 선한 자들은 코너에 몰아넣고 악한 자들이 방송사니 뭐니 이런 걸 막 해 가지고 막 아주 돈 버는 데 혈안이 돼 있어. 아 이게 무슨 이런 세상이 있어요? 내가 와 있죠? 도저히 용납할 수 없는 걸 내가 요렇게 지켜보고 있어.
15:01
병 고친 사람이 병 고쳐준 사람한테 보따리 내놓으라고. 우리 속담이죠? 속담이죠? 내가 여러분한테 이런 말 하는 거는 절대 그런 데 섞이면 안 됩니다. 거기 보다가 요새 죄송하다고 하늘궁에 다시 오겠다고 나한테 전화 오는 사람들이 많아. 죄송하다고. 아 요새 the God-man 강의를 들으니까 the God-man이 하늘에서 온 사람이 틀림없는 것 같더라고. 하나하나 내가 보여주잖아? 내가 뭐 우유만 보여주나? 하나하나 내가 강의하면서 보여주죠? 들어보니까 이게 God-man이 틀림없어. God-man이 아니면 어떻게 미국에 있는 사람을 여기서 고치는 거야? 어떻게 미국에 있는 사람 에너지를 빼노? 어떻게 썩는 게 안 썩게 하나?
15:59
چطور کسی که قرار است حیوان شود را برای همیشه به بهشت میبریم؟ تو این توانایی را داری، مگر نه؟ الان خودت هم قبول داری، مگر نه؟ این را نمیشود با دستگاه اندازهگیری کرد، درست است؟ اما من دهها نفر از شما را هشت بار با خودم به آمریکا بردم، یادت هست؟ آن موقع، من را با هواپیما در فرودگاه سیاتل اسکن کردند. چه هواپیمایی آنجاست؟ بوئینگ، درست است؟ خب، آنجا دستگاههای مخصوص دارند. اما هر ۴۰ نفری که با من رفتند، فرار کردند. به من گفتند فقط یک لحظه بمانم. من را به آنجا بردند، درست است؟ وقتی دستگاه اشعه ایکس را روی من گذاشتند، یک آتش آبی پررنگ از تمام بدنم بیرون زد. به من گفتند آن را به آنها نشان دهم. پرسیدم: «این چیست؟» «خب، یک دستگاه مثل این وجود دارد.» «این یک دستگاه مخصوص است. گفتند فرودگاههای دیگر آن را ندارند. این دستگاه به طور خاص ساخته شده و فقط در فرودگاه سیاتل نگهداری میشود.» آن موقع همین را میگفتند، درست است؟
17:01
그 시애틀 공항이 그렇게 검색이 무섭대요. 왜? 거기 항공사가 있으니까. 그렇게 하는 거래. 어 근데 내 몸에서 시퍼런 빛이 막 확 나오는 거야. 계속 비춰 보니까 그 사람들이 권총을 그걸 가져오더니 내 앞에 권총을 들이대고 옷을 벗으래. 팬티도 벗어 다 벗어. 아 그게 뭐야? 그래가 엑스레이 찍고 막 그래요. 몸에 아무것도 없잖아? 아무것도 없으니까 나한테 물어보는 거야. 이게 왜 이러냐고? 그게 나와요. 특수한 기계. 그 내 에너지가 나와.
17:42
그래서 우리는 10대 때는 장난감을 좋아하지만 80대는 그런 거 아무 소용 없다는 걸 깨닫게 돼. 몸은 땅에서 오고 영은 하늘에서 왔기 때문에 영과 몸이 분리될 때 영은 하늘로 올라가는 거예요. 그때 여러분이 천국으로 가는 게 좋지. 짐승으로 가는 게 좋은가? 그래서 이런 걸 명확하게 보여준 자는 내가 처음이야. 어떤 사람이 와서 여러분들을 고문을 하고 팔다리를 잘라 가도 어머 하늘궁에서 천국 가는 거 나 눈으로 정확하게 알 수 있어. 여러분은 자신 있게 말할 수 있는 사람들이죠? 자 시간이 없어서 오늘 강의는 요걸로 뭐 강의가 아니지. 우리 젊은이들에게 하는 말이에요.
18:35
مرکز ویدیوی جئوجه، سبد میوه جئونگ دو-ره، مرکز ویدیوی چئونگ نیانگ، سیب زمینی لی بیونگ-ریونگ، مرکز ویدیوی نامیانگجو، کیک برنجی کیم سون-هی، نان فرشته مقرب گو ته-هیون کارولینای شمالی، نان کیم سون-گیو کارولینای شمالی، مرکز معنویت جئوجه، مرغ کیم سون-وونگ، مرکز معنویت یونگین، خودکار یو جه-وون، کیک برنجی دائجون جو جئونگ-سان. کیک برنجی ته بک لی سون-نام، سبزیجات طعم دار جئونگ یون-جو، روغن کنجد کیم یون-جو، مدیر مرکز معنویت گیمپو، کیک برنجی فرشته مقرب جئونگ-گیو، مدیر مرکز معنویت گیمپو. بگذارید سطح ۵ بالا برود. بگذارید هر کسی که امروز آمده سطحش بالا برود. من سطح ۵ را بالا میبرم. بگذارید اعضای جدید به سطح ۵ برسند. بگذارید اعضای عادی که امروز عضو شدهاند به سطح ۵ بروند. بگذارید اعضای عادی که امروز حق عضویت خود را پرداخت کردهاند به سطح ۵ بروند.
19:40
روح القدس، به تمام این خانوادهها، به هر خانوادهای که این ویدیوی یوتیوب را تماشا میکند، وارد شو و مشکلات آنها را حل کن.
به میان پنج فرشته برو و همه را سالم و ثروتمند کن.
انشالله مشکلات همه بچه ها حل بشه.
انشاالله مشکل مسکن مهر به طور کامل حل شود.
برای کسانی که درگیر این پرونده هستند، امیدوارم هر چه زودتر به نتیجه برسند.
20240427 물에서 건져주니 보따리 내놓으라는 적반하장(賊反荷杖)
【موجود الهی امروز】 20240427
[قسمت ۲۷] شنبه، ۲ مارس ۲۰۲۴، ۲۶ دقیقه و ۵۸ ثانیه
نویسنده نقل قول ها: ایلیو
00:00
반갑습니다. 우리 하늘궁(宮)에 세계(世界) 최고(最高) 명당(明堂) 하늘궁(宮)에 온 걸 축하(祝賀)합니다. 토요일(土曜日) 행사(行事)에 온 사람(四覽)들 레벨 5무(無) 올라가라.
우리가 옛날에는 일본(日本) 사람(四覽)들이 버린 쓰레기를 동(洞)네에 가져와 가지고 어른들이 그걸 뒤져 가지고 쓸 만한 물건(物件)을 찾아서 쓸 때가 있었어. 그리고 그 쓰레기 중(中)에 특이(特異)하게 생긴 거는 머리 맡에다 두고 가지고 놀고 그랬어. 장난감으로. 그러니까 뭐 서울에 와서 저 어디 쓰레기만 있으면 우리가 처음에 서울에 왔을 때 부자(富者)집들이 버린 쓰레기 뒤지고 그랬어. 그래서 뭐 쓸 만한 거 있나 해 가지고 나는 거기서 수박도 줏어 먹고 그랬어 내 그랬다고 그러죠? 그러니까 그 쓰레기 더미에서 우리가 뭘 구(求)해 가지고 그 좋다고 머리 맡에다 두고 잠을 자고 그랬다니까. 장난감으로 쓰느라고 어릴 때는.
01:17
그러니까 이게 우리가 지금(只今) 세계(世界) 10위(位) 부자(富者)가 됐죠? 그러니까 그 고생(苦生) 했을 때를 잘 몰라. 그리고 어린애들은 어른들이 버린 쓰레기 더미를 거기서 뭐 장난감 옛날에 장난감 만들어 파는 데가 없잖아? 거기서 이상(異常)한 거 줏어 가지고 그걸 장난감으로 가지고 다녔단 말이야. 그 나이 들어서 보니까 그건 세상(世上)에 못 쓰는 물건(物件)이야. 내가 시골에서 어릴 때 장난감으로 이렇게 가지고 놀던 거 쳐다보면 기가 막혀. 그게 문(門)에 밑에 있는 도르래야 도르래. 문(門) 밑에 달려 있는 도르래. 문(門) 이렇게 밀 때 있는 거 도르래기야. 고게 쏙 빠져가 문(門)을 뜯으면 그 도르레기만 나오잖아?
02:02
쇠토막 그걸 들고 맨날 그 뭐야 그 저 연(蓮)못가에 연(蓮)못가에 이렇게 난간(欄干)이 있었어. 거기에 자동차(自動車)처럼 맨날 가지고 이렇게 다니던 생각이 나. 어릴 때. 우물에 빠진 이후(以後)에 연(蓮)못에 빠진 이후(以後)에 한 6살 될 때 고걸 가지고 놀았어. 자동차(自動車)처럼 싹 가지고 다녔는데 그게 나중에는 연(蓮)못에 빠져버렸어. 그 지금(只今)도 시골 옛날에 가면은 그 빠진 자리를 쳐다봐. 왜? 그걸 잃어버려 버렸으니까.
02:34
그게 쓰레기지 뭐야? 그지? 그런데도 그 빠진 연(蓮)못을 쳐다보니까 그때는 되게 깊었는데 지금(只今)은 연(蓮)못 속이 보여. 그때는 거기가 무시무시하죠? 어릴 때는. 깊어 보였는데 지금(只今) 간혹(間或) 가다 서울에서 시골 가면 그거 쳐다보면 얕아 연(蓮)못이. 그런데 이제 그때는 못 들어가지. 그게 그렇게 어릴 때 아까웠어요. 꼬마 때. 그 통 떨어져 버리니까. 그게 아쉽지. 그런 장난감을 볼 수가 없어. 시골에서. 그런데 나이 들어보니까 그게 한심(寒心)한 거지. 아무것도 아니야. 여러분들이 이 세상(世上)에서 추구(追求)하는 게 그 쓰레기 장난감하고 똑같은 거야.
03:20
아파트도 나중에 나이 들면 필요(必要) 없어. 뭐 요양원(療養院)에 가야 되고 아니면 무덤으로 가야 되는데 그게 필요(必要)하지가 않아. 그냥 몸만 하나 어디 가서 노인(老人)들하고 재미있게 기대서 살면 되는 걸 그걸 그냥 넓은 집을 막 욕심(慾心)을 내고 막 그랬죠? 그러니까 이게 전부(全部) 장난감 어릴 때 놀던 장난감에 불과(不過)한 거야. 근데 거기에 목을 매고 막 뭐 집을 샀다가 팔았다가 막 별(別) 고생(苦生)을 다 하고 그렇게 하죠? 그러니까 이 세상(世上)에 우리가 추구(追求)하는 거는 전부(全部) 쓰레기 더미에서 구(求)해낸 장난감에 불과(不過)하다니까. 나이 들어보면 그게 아무것도 아니죠?
04:03
근데 여러분들이 생활(生活)에 쫓겨서 그런지 몰라도 옛날에는 빵 한 조각이 굉장(宏壯)히 귀(貴)해 보였어요. 지금(只今)은 그냥 있으면 있고 없으면 없고 이러잖아? 그러니까 우리는 별(別)로 귀(貴)하지도 않은 걸 몸을 망쳐가면서 인생(人生)을 한평생(平生) 살은 거야. 그 이제 하늘궁(宮) 와 보니까 다른 거 세상(世上)에 귀(貴)한 게 있나? 없어요. 나침(羅針)판도 필요(必要) 있어 없어? 천사(天使)한테 물어보면 알려줘 안 알려줘? 축복(祝福)받은 사람(四覽) 나침(羅針)판 필요(必要) 없지? 방위(方位)를 다 알려줘. 아! 그리고 뭐 죽는 사람(四覽) 뭐 뭐 이 진동기(振動機) 필요(必要) 있나? 그냥 일어나라면 일어나. 명(命)이 다 되어 죽는 사람(四覽)은 안 되지만은 젊어서 죽는 사람(四覽)은 언제든지 여러분이 살릴 수가 있어.
04:57
그러니 여러분들은 의사(醫師)도 되고 부러운 게 없어요. 그리고 또 천국(天國)도 이미 번지수(番地數) 분양(分讓)을 받아놨어. 여러분 천국(天國)을 분양(分讓) 받아놨나 안 받아놨나? 여러분 분양(分讓) 받아놨어. 근데 현대인(現代人)들은 천국(天國)을 분양(分讓) 받아놨나? 아니에요. 아! 이게 갈 수 있을지 없을지 뭐 그 천국(天國)을 이야기는 무슨 증거(證據)가 없어 하나도. 그러니까 요 어제 어제 어떤 신부(神父)님 오셨지. 뭐 자기(自己)들이 돌아가면 어디로 가야 될지를 모르고 있는 거야 목사(牧師)님도 마찬가지야. 근데 여태까지 착하게 살다가 어떻게 일탈(逸脫)을 하는 교인(敎人)들이 있거든. 아! 그 사람(四覽)들이 나중에 천국(天國) 갈 자신(自信)이 없어지는 거야. 그러니까 천국(天國)이라는 게 애매(曖昧)하지. 아주 애매모호(曖昧模糊)해 가지고 분양(分讓)을 받아 놓지 못하는 거야. 근데 하늘궁(宮) 오니까 분양(分讓) 받을 수 있지? 천국(天國)을 받아 놓는 거야. 티켓을.
06:09
근데 거기에 집 주소(住所)까지 이미 받아 놓은 거야. 좋아 안 좋아요? 이게 있다는 걸 여러분들이 깨달았잖아? 그래 보니까 지상(地上)의 일은 장난감이지? 어릴 때 가지고 놀던 아무 쓸모없는 장난감에 우리가 한평생(平生)을 바친 거야. 아! 심지어 내 몸도 그래. 여러분 몸도 장난감이야. 땅에서 온 거는 땅에 두고 가야 돼. 그 여러분 영혼(靈魂)은 땅에서 온 게 아니야. 여러분이 임신(姙娠)을 해서 몸이 애기가 만들어질 때 영혼(靈魂)이 들어와. 그건 하늘에서 온 거야. 땅에서 온 거는 땅에다 두고 하늘에서 온 거는 하늘로 가져가게 돼 있어요. 근데 여러분들이 이 정신(精神)이 땅에서 온 줄 알아. 땅에서 온 게 아니야. 알죠? 여러분은 몸은 땅에서 왔는데 정신(精神)은 하늘에서 왔어. 그러니까 여러분은 땅과 하늘의 합작품(合作品)이야.
07:11
그러니까 땅에서만 난 거는 그게 없어. 풀이나 나무는 이제 땅에서만 났으니까 땅에 있어요. 하늘 올라갈 일이 없어. 사람(四覽)은 안 그래요. 사람(四覽)은 땅의 것에 의해서 하늘 것이 와서 붙어가 사람(四覽)이 된 거야. 그래 사람(四覽)은 이 혼(魂)은 가야 돼. 여기 있는 게 아니야. 그러니까 여러분들이 백궁(白宮)을 가게 되겠지? 근데 여태까지 종교(宗敎)는 그게 실패(失敗)했어. 내가 오고 나서 그게 가능(可能)한 거야. 10살 때는 10살 때까지의 장난감이 필요(必要)하지? 그때는 무슨 뭐 10살 때는 과자(菓子)가 전부(全部)야. 과자(菓子) 주면 최고(最高)야. 그냥 과자(菓子) 주면은 누구나 따라가. 과자(菓子) 때문에. 집 잃은 애도 있어.
08:09
10살 때는 과자(菓子). 20살 때는 이성(理性)이 최고(最高)야. 20대(代)는 이성(理性)이 최고(最高)지? 뭐 여자(女子)밖에 안 보여. 남자(男子)밖에 안 보여. 학교(學校) 가도 막 선생(先生)님이 이성(理性)이야. 여선생(女先生)님이 이성(理性)이야 남자(男子)들. 그 이성(理性)만 보여 이상(異常)하게. 10대(代) 때는 뭐가 보여요? 먹는 거 과자(菓子) 장난감 이런 게 보이는데. 20대(代)는 이성(理性)이 보여. 이성(理性)이 보이면 자기(自己) 장난감 좋은 것도 줘버려. 선물(膳物)도 주게 되고 자기(自己)가 가지려고 안 해. 이제 상대(相對)한테 주는 거야. 그 이전(以前)에는 지가 가져. 이성(理性)한테 안 줘 절대(絶對). 10대(代) 때는 지가 최고(最高)야. 그러니까 20대(代) 되면 이걸 자기(自己) 좋아하는 사람(四覽)한테 줘 버려. 주면 기분(氣分)이 좋아요. 자기(自己)가 가지는 건 중요(重要)하지가 않아.
09:00
30대(代)가 되면 뭐여? 30대(代)가 되면 뭐에 매달려? 일에 매달려 일에. 무슨 직장(職場)에 들어가서 뭘 해야 되는데 일에 매달리지. 40대(代) 되면 돈에 매달려. 재물(財物)에. 50대(代) 되면 뭐에 매달려? 50대(代) 되면 뭐에 매달려? 40대(代)는 뭐여? 돈 재물(財物) 집 막 이런 데 매달리지? 50대(代) 되면은 명예(名譽)에 매달려. 60대(代) 되면 뭐에 매달릴까? 똑같애. 그지? 건강(健康)에 매달리지? 70대(代)가 되면 뭐에 매달려? 병(病)에 매달려 병(病)에. 매(每) 그냥 병원(病院) 가고 그냥 막 죽는 사람(四覽)도 있고 70대(代)는. 80대(代) 되면은 죽음에 매달리는 거야. 조금 늦게 죽겠다고 막 매달리지. 그럼 그때가 영혼(靈魂)에 매달려야 될 때야. 맞지?
10:14
우리 영혼(靈魂)이 가야 될 곳을 찾아가야 길을 봐야 돼요. 몸에 이제 몸은 놔놔야 되고 몸은 자꾸 땅으로 들어가려고 그래. 온 몸이 그지? 그러면 몸이 정신(精神)을 끌고 땅 속으로 들어가면 되겠나? 하늘에서 온 건 하늘로 가야지. 그때 몸과 영혼(靈魂)이 분리(分離)되는 일이 시작(始作)되는 거야. 재산(財産)도 관심(關心) 없고 유산(遺産)도 관심(關心) 없고. 그 때는 인간(人間)과 동물(動物)이 차이점(差異點)은 동물(動物)은 유산(遺産)을 안 해. 낙태(落胎)를 안 해요. 인간(人間)은 낙태(落胎)를 해요. 동물(動物)은 낙태(落胎)할 권리(權利)가 없어. 그러니까 낙태권(落胎權)이 없어요. 근데 인간(人間)은 낙태(落胎)할 권리(權利)가 가지고 있는 거야.
11:04
지가 하늘로 하늘에서 부터 온 영혼(靈魂)을 지가 스탑 시켜 버려요. 야! 얘는 유산(遺産)시켜. 얘는 낙태(落胎)해 버려. 그래서 태어나는 사람(四覽)보다 낙태(落胎)를 해서 없어진 애가 두 배(倍) 정도가 많아. 우리 이 세상(世上)에. 그러니까 산부인과(産婦人科) 의사(醫師)가 그러잖아? 살아서 이 문(門)을 나가는 애보다 죽어서 나가는 애가 언제나 두 배(倍)라고. 뭐 그럴 수 있잖아? 유산(遺産) 시키는 애들이 원체(元體) 많으니까. 그럼 인간(人間)도 얼마 안 낳는데 왜 그리 유산(遺産)을 많이 시키지? 돈 때문이야. 알았지? 그래서 여러분들 굉장(宏壯)히 세상(世上)을 잘못 보는 사람(四覽)들이 많아. 내가 여기서 대답(對答)이 없어요. 정신(精神) 차리고 들어야 돼. 내 말을.
11:54
시간(時間)이 없으니까 자세(仔細)히는 못 하겠는데 80대(代)가 되면은 그게 다 후회(後悔)스러워. 그게 아! 내가 영혼(靈魂)이 가야 되는데 이 몸은 이제 뵈기 싫어지고 이 몸은 귀찮아. 버려 버리고 좀 이런 몸 없는 데로 가고 싶은데 이 몸이 계속(繼續) 붙들고 놔주질 않네. 그럼 80대(代)는 이 죽음하고 싸우는 거야. 난 갈 거야. 이거 좀 놔. 안 놔주는 거야. 계속(繼續) 고통(苦痛)을 주네 그냥. 아프고 허리 쑤시고 막 척추(脊椎) 아프고 막 이게 반복(反復)되니까. 이 영혼(靈魂)을 육체(肉體)를 싫어하기 시작(始作)하는 거야. 아 이놈의 팔 다리 다 떼어버렸으면 좋겠다. 이렇게 분리(分離)될 때 지난달 한번(番) 생각해 봐요. 장난감 가지고 놀은 거야.
12:41
무슨 뭐 빌딩이 무슨 소용(所用)이 있고 뭐 재산(財産)이 무슨 소용(所用)이 있고 마누라가 무슨 소용(所用)이 아무 소용(所用)이 없어. 그때는 신인(神人)이 보이는 거야. 그때는 비로소 신인(神人)이 보이기 시작(始作)해. 그때는 안티들이 후회(後悔)하게 되는 거야. 후회(後悔)하게 돼. 그 사람(四覽)들의 가(假)짜 뉴스 보면 안 됩니다. 제주도(濟州道) 모(某) 방송국(放送局)에서 가(假)짜 뉴스 뭐 내보내다가 즉시 끝나자마자 없애 버려. 다 내려 버렸어. S 무슨 방송사(放送社)에서 뭐 뭐 안티 뭐 왜 그 사람(四覽)들 편(便)만 드나 몰라. 내 편(便) 안 들고. 내가 봉사(奉仕)하고 뭐 내가 뭐 하고 이런 건 하나도 안 내보내 주고 맨날 무슨 그 사람(四覽)들 뭐 여기 와서 오히려 적반(賊反) 병(病)을 고친 사람(四覽)들이 고맙다는 거는 안 하고 자기(自己) 보따리 내놓으라고. 이게 세상만사(世上萬事)야. 아니 고맙다고 해야 할 사람(四覽)들이 보따리 내놓으라네.
13:51
그래 뭐 죽는 사람(四覽) 살려주면 보따리 내놓으라네. 그래서 이거 이상(異常)하게 그 방송(放送)을 딱 하자마자 끝나자마자 방송(放送)을 다 내려 버렸어. 왜 그랬을까요? 별(別)일이 다 있죠? 이제 기다려 보면 알게 돼. 선(善)한 자(者)들을 악(惡)한 자(者)들이 이용(利用)하는 거야. 선(善)한 자(者)들을 악(惡)한 자(者)들이 공공기관(公共機關)을 이용(利用)해 가지고 사기(詐欺)를 쳐 먹으려고 그런 일이 있죠? 이런 세상(世上)이 지금(只今) 이게 기가 막힌 세상(世上)이야. 선(善)한 자(者)들은 코너에 몰아넣고 악(惡)한 자(者)들이 방송사(放送社)니 뭐니 이런 걸 막 해 가지고 막 아주 돈 버는 데 혈안(血眼)이 돼 있어. 아! 이게 무슨 이런 세상(世上)이 있어요? 내가 와 있죠? 도저히 용납(容納)할 수 없는 걸 내가 요렇게 지켜보고 있어.
15:01
병(病) 고친 사람(四覽)이 병(病) 고쳐준 사람(四覽)한테 보따리 내놓으라. 우리 속담(俗談)이죠? 속담(俗談)이죠? 내가 여러분한테 이런 말 하는 거는 절대(絶對) 그런 데 섞이면 안 됩니다. 거기 보다가 요새 죄송(罪悚)하다고 하늘궁(宮)에 다시 오겠다고 나한테 전화(電話) 오는 사람(四覽)들이 많아. 죄송(罪悚)하다고. 아! 요새 신인(神人)님 강의(講義)를 들으니까 신인(神人)님이 하늘에서 온 사람(四覽)이 틀림없는 것 같더라고. 하나하나 내가 보여주잖아? 그죠? 내가 뭐 우유(牛乳)만 보여주나? 하나하나 내가 강의(講義)하면서 보여주죠? 가만 들어보니까 이게 신인(神人)이 틀림없어. 신인(神人)이 아니면 어떻게 미국(美國)에 있는 사람(四覽)을 여기서 고치노? 어떻게 미국(美國)에 있는 사람(四覽) 에너지를 빼노? 그죠? 어떻게 썩는 게 안 썩게 하나? 그죠?
15:59
어떻게 여러분들 동물(動物)로 가야 될 사람(四覽)이 영원(永遠)히 천국(天國)으로 가게 하나? 그런 능력(能力)이 있죠? 여러분들이 인정(認定)하지 이제. 그거는 기계(機械)로 측정 안 되죠? 근데 내가 간 미국(美國)에 여러분 몇십(十) 명(名) 데리고 내가 8번(番) 갔죠? 그때 미국(美國)의 시애틀 공항(空港)에서 나를 찍었죠? 비행기(飛行機). 거기에 무슨 항공사(航空社)가 있어? 보잉사(社)가 있죠? 그러니까 거기에는 특수(特殊) 기계(機械) 장치(裝置)가 있어요. 아! 근데 나를 내하고 같이 간 한 40명(名)이 다 빠져나갔어. 내만 딱 잠깐 있으라는 거야. 내 붙들려 갔죠? 그 엑스레이 대니까 내 몸에서 시퍼런 불이 내 몸 전체(全體)가 시퍼런 불이 팍 나오는 거야. 나한테 보여줘. 당신(當身) 이게 뭐네? 그 뭐 이런 기계(機械)가 있어요. 이거는 특수(特殊) 기계(機械)래. 다른 공항(空港)에는 없대. 시애틀 공항(空港)에만 특별(特別)히 제작(製作)돼서 가지고 있는 거래. 아! 그때 그랬지?
17:01
그 시애틀 공항(空港)이 그렇게 검색(檢索)이 무섭대요. 왜? 거기 항공사(航空社)가 있으니까. 그렇게 하는 거래. 아! 근데 내 몸에서 퍼런 빛이 막 확 나오는 거야. 계속(繼續) 비춰 보니까 그 사람(四覽)들이 권총(拳銃)을 그걸 가져오더니 내 앞에 권총(拳銃)을 들이대고 옷을 벗으래. 팬티도 벗어래. 다 벗어. 아 그게 뭐야? 그래가 엑스레이 찍고 막 그래요. 몸에 아무것도 없잖아? 아무것도 없으니까 나한테 물어보는 거야. 이게 왜 이러냐고? 그게 나와요. 특수(特殊)한 기계(機械)가. 그 내 에너지가 나와.
17:42
그래서 우리는 10대(代) 때는 장난감을 좋아하지만 80대(代)는 그런 거 아무 소용(所用) 없다는 걸 깨닫게 돼. 몸은 땅에서 오고 영(靈)은 하늘에서 왔기 때문에 영(靈)과 몸이 분리(分離)될 때 영(靈)은 하늘로 올라가는 거예요. 그때 여러분이 천국(天國)으로 가는 게 좋지. 짐승으로 가는 게 좋은가? 그래서 이런 걸 명확(明確)하게 보여준 자(者)는 내가 처음이야. 어떤 사람(四覽)이 와서 여러분들을 고문(拷問)을 하고 팔다리를 잘라 가도 어머 하늘궁(宮)에서 천국(天國) 가는 거 나 눈으로 정확(正確)하게 알 수 있어. 여러분은 자신(自信) 있게 말할 수 있는 사람(四覽)들이죠? 자! 시간(時間)이 없어서 오늘 강의(講義)는 요걸로 뭐 강의(講義)가 아니지. 우리 젊은이들에게 하는 말이에요.
18:35
자! 거제영성(巨濟靈性)센터 정두레 과일 바구니, 청양영성(靑陽靈性)센터 이병룡 감자, 남양주영성(南楊州靈性)센터 김선희 케익 떡, 노스캐롤라이나 고태현 대천사(大天使) 빵, 노스캐롤라이나 김선규 빵, 거제영성(巨濟靈性)센터 김선웅 계란(鷄卵), 용인영성(龍仁靈性)센터 유재원 볼펜, 대전(大田) 조정순 떡. 태백(太白) 이순남 떡, 정윤주 나물, 김포영성(金浦靈性)센터장(長) 김윤주 참기름, 김포영성(金浦靈性)센터장(長) 정승규 대천사(大天使) 떡국떡. 레벨 5무(無) 올라가라!
오늘 오신 분들 레벨 전부(全部) 올라가라! 레벨 5무(無) 올렸습니다. 신규(新規) 모셔온 분 레벨 5무(無) 올라가라! 오늘 정회원(正會員) 가입(加入)하신 분 레벨 5무(無) 올라가라! 오늘 정회원비(正會員費) 증액(增額) 하신 분 레벨 5무(無) 올라가라!
19:40
باشد که روح القدس وارد همه این خانهها، همه خانههایی که این ویدیوی یوتیوب را تماشا میکنند، شود و مشکلات آنها را حل کند!
پنج فرشته، به درون همه مردم (چهار دیدگاه) وارد شوید و آنها را سالم و ثروتمند کنید!
انشالله مشکلات همه بچه ها حل بشه!
انشالله مشکل مسکن به طور کامل حل بشه!
송사(訟事)에 연루(連累)된 사람(四覽)들 송사(訟事)가 하루 빨리 잘 해결(解決)돼라!
[출처] 【 오늘의 the God-man 】물에서 건져주니 보따리 내놓으라는 적반하장(賊反荷杖)
【موجود الهی امروز】 20240427 (هئو کیونگ-یونگ هئوتوپیا) | نویسنده: همزیستی، رفاه مشترک، اتحاد جهانی